ادبی فرهنگی

اسماعیلیه؛ سرکوب، فراموشی تاریخی و نیاز به مطالعات علمی

(نکاتی در مورد مقاله استاد امیری و منتقدان او)

نگارنده: عبدالقادر محقق

هرچند بسیاری از ما تخصصی در الهیات و تاریخ مذاهب اسلامی نداریم، صحبت در این مورد شاید چندان درست نباشد. ما نیز قصد داوری درباره درستی یا نادرستی مقاله‌ی آقای امیری و نقدهای وارده بر آن را نداریم. اما به‌عنوان مخاطبان عادی، چند نکته را لازم به یاد آوری میدانم.

آقای امیری با نگارش مقاله‌ای درباره‌ی مذهب اسماعیلیه، با رویکرد خاص خود، توجه بسیاری را به این موضوع جلب کرده است. او با دریافت نقدهای متعدد و حتی گاه نصیحت‌ها و اهانت‌های شخصی، این مذهب را به مسئله‌ای کنجکاو برانگیزی برای بسیاری تبدیل کرده است. دیگر صحبت درباره‌ی مذهب اسماعیلیه، مانند گذشته، تابو محسوب نمی‌شود، درست همان‌گونه که اکنون بحث درباره‌ی سرنوشت هزاره‌ها نیز دیگر قدغن نیست؛ چون به لحاظ تاریخی، سرکوب، حذف و نادیده انگاری مذهب اسماعیلیه همانند سرنوشت هزاره‌ها است.

ای کاش افرادی مانند آقای بیضایی، که خود نیز دکتر هستند، به‌جای حملات شخصی، اگر فرصت نقد علمی مقاله‌ی امیری را نداشتند، حداقل چند منبع مستند و معتبر معرفی می‌کردند. من، به‌عنوان دانشجوی جامعه‌شناسی، مقاله‌ی آقای امیری و برخی از نقدهای نوشته‌شده بر آن را مرور کردم. یکی از نکات مشترک تمام منتقدان این بود که مقاله‌ی امیری مستند و علمی نیست. اما ای کاش خود آن‌ها این نقد را با ارائه‌ی مستندات تاریخی و علمی بیان می‌کردند.
مقاله‌ی آقای امیری، با رویکرد نظری خاصش، بیانگر دیدگاه شخصی اوست که طبیعتاً می‌تواند موافقان و مخالفانی داشته باشد.

ای کاش مخالفان، به‌جای نقدهای غیرعلمی، با استدلال‌های مستند و علمی مقاله‌ی او را رد می‌کردند. چنین رویکردی می‌توانست باعث افزایش آگاهی عمومی نسبت به این مذهب شود.

مذهب اسماعیلیه، سرنوشتی مشابه هزاره‌ها در طول تاریخ داشته است؛ نه‌تنها سرکوب شده، بلکه تقریباً به فراموشی سپرده شده است. بااین‌حال، صحبت کردن درباره‌ی قربانیان، دیگر یک تابو نیست. (یکی از پیامدهای مقاله‌ی آقای امیری، دست‌کم در میان روشنفکران، شکستن همین تابو است). برای بسیاری از ما که از کودکی تاکنون تنها شناخت‌مان از مذهب اسماعیلیه محدود به یک عدد بود، اینکه آن‌ها (۶ امامی)و ما (۱۲ امامی) هستیم،  این بحث، فرصتی برای گسترش آگاهی است.

حالا که این موضوع مطرح شده و توجهات را جلب کرده است، انتظار میرود کتاب‌ها و مقاله‌ها درباره‌ی آن نوشته و نقد و بررسی شود، هویت و اصول اساسی این مذهب برای همگان روشن شود و آگاهی  کسانی که بیرون از این مذهب قرار دارند بخصوص ما شیعیان اثناعشری که مشترکات و قرابت فراوانی با این مذهب داریم، فراتر از (عدد ۶ و ۱۲) بالا رود.

بنابراین، به‌عنوان دانشجوی جامعه‌شناسی، معتقدم که از آقای امیری بابت نشر این مقاله تشکر کرد که باب چنین گفتگویی را گشوده است.

انتظار میرود که منتقدان آقای امیری بخصوص پیروان مذهب اسماعلیه با رد مستدل و مستند، با مقاله آقای ایشان برخورد کنند تا به گسترش آگاهی و گفتمان مبتنی بر مدارا و نه خشونت که سلوک رفتاری مذهب اسماعلیه و از تأکیدات امام فقیدشان مرحوم آقا خان چهارم است، کمک کنند.

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button