
عبدالقادر محقق
برای فهم کارکرد حزب دموکراتیک خلق و پرچم افغانستان نیاز به نگاه دقیق تاریخی و منصفانه داریم. اینکه دولت های بعدی تمام کاسه و کوزه بد بختی افغانستان را بر عملکرد این حزب میگذارد تا حدی زیادی شانه خود شان را از زیر بار مسئولیت خالی میکنند. بنابراین در این نوشتار سعی میکنیم عملکرد حزب دموکراتیک خلق و پرچم افغانستان را در چندین وجه بررسی نمایم.
نظم سیاسی جهان و انقلاب 7 ثور
انقلاب 7 ثور در اوج جنگ های سرد میان بلوک های شرق و غرب افتاد. طبیعی بود که شرایط کلان سیاسی در جهان تاثیر خود را بر نظم سیاسی افغانستان بگذارد. از آنجاییکه افغانستان به لحاظ موقعیت ژئوپولوتیک مابین غرب و شرق قرار گرفته بود خود به خود دو قدرت غرب و شرق را به خود جلب مینمود. دوقطبی شدن فضایی سیاسی زمینه را مساعد ساخت که گروه های اجتماعی که قبلاً با سیاست هیج سروکاری نداشت هم به فکر دخالت و تاثیر گذاری در نظم سیاسی موجود بیفتند. با آنکه کودتای سال ۵۲ به ریاست داوود خان موجب تغییر نظام شاهی به نظام جمهوری شد اما در ماهیت چیزی تفاوت زیادی با نظام شاهی ظاهر شاه نداشت، تنها بجای ظاهر شاه عکس داوود خان آویزان شد.
داوود خان رویایی ترقی افغانستان را در سر داشت؛ اما از شکست امان الله درسی بزرگی گرفته بود. شاه امان الله که هزینهی مدرن سازی افغانستان را به دوش مالیات دهندگان و صاحبان زمین گذاشته بود با تقابل مسلح مردم روبرو شد که در نتیجه دولت امانی فروپاشید. داوود خان با عبرت از این شکست، میخواست هزینه مدرن سازی افغانستان را از قدرت های نظیر شوروی و آمریکا جلب نماید؛ اما عدم توازن در روابط با دو قدرت امریکا و شوروی و خارج شدن از سیاست سنتی بی طرفی افغانستان، شوروی ها را که از نزدیکی داود با امریکا بیم ناک بود، تشویق به مداخله کرد که در نتیجه ی این مداخله داود خان هست و بودش را به باد داد و حزب دموکراتیک خلق و پرچم بر کرسی خونین حاکمیت افغانستان تکیه زد.
رهبران این حزب با شعار های مارکسیستی و پشتیبانی سیاسی و نظامیشوروی وارد میدان شد و با تکیه بر حمایت نظامی و سیاسی شوروی، بدون در نظر گرفتن شرایط و زمینه های اجتماعی، به پیاده سازی عجولانهی برنامه های مارکسیسیتی و مهندسی اجتماع بر اساس اصول مارکسیسم نمود. که با واکنش شدید زمین داران و گروه های مذهبی مواجه گردید. در این مقطع امریکا فرصت را برای کوبیدن رقیب مغتنم دید و با کمک پاکستان و عربستان در تقابل با شوروی با تمامی امکانات وارد میدان شد.
عملکرد حزب در سطح داخلی
دولت نور محمد تره کی که تحت حمایت شوروی و با شعار های سوسیالیستی وارد میدان شده بود، قصد دولت خود را برای راه اندازی یک سری اصلاحات ارضی اعلام کرد که به ویژه برای جامعه روستایی بی ثبات کننده بود.
از آنجایی که بسیاری از مالکان سلب مالکیت شده نیز روسای قوم بودند، قطع پیوند اقتصادی بین ارباب و رعیت نقش رهبران قوم را تضعیف کرد. بسیاری از مالکان که به سیاست جدید اعتراض داشتند ربوده و اعدام شدند، از سوی دیگر که رهبران مذهبی در مقابل نظام آموزشی نوین که نگران از دست دادن جایگاه همیشگی خود بودند؛ نیز بواسطه دولت بشدت سرکوب شد. اقدام های فوق در سطح داخلی باعث نارضایتی گروه های اجتماعی از دولت گردید. با این اقدام حزب عملاً شعله های آتش روشن شده بود که تنها لازم بود آمریکا و کشور های همسایه اندکی نفت روی این شعله ها بریزد. که در نتیجه گروه های جهادی خونگرم توسط آمریکا و پاکستان و عربستان تجهیز شده وارد جنگ با دولت شد و یک جنگ تمام عیار در افغانستان آغاز گردید.
موفقیت های حزب
باوجود این ناکامیها و سوء مدیریت و جنگ قدرت، نکته های مثبتی هم در دوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق وجود دارد که اغلب به سبب تعصب و اغراض ایدولوژیک نادیده گرفته شده است.
با آنکه شروع جنک به این حزب مهلت نداد که اصلاحات مورد نظر را در کشور تطبیق نماید؛ اما در مدت کوتاه حاکمیت خود توانست برخی دگرگونی ها در عرصه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، صحت و آموزش و پرورش نوین ایجاد کند. در افغانستان برای اولین بار شاهراه های کلان که نبض اقتصاد کشور بود به هم وصل شد، در سطح سیاسی زنان از پستوخانهها خارج شد و گروه های اقلیت اجتماعی چون هزاره ها و ازبیک در ساختار قدرت و سیاست جایگاهی یافتند. در بخش صحت برای اولین بار متخصصین پزشکی خارجی در مراکز صحی کشور استخدام شد و شفاخانه های بزرگ در شور اعمار گردید همچنان برای تربیت نیروهای پزشکی متخصص دا نشجویان به خارج از کشور اعزام گردید. در بخش آموزش و پرورش نیز این دولت سعی کرد که آموزش نوین را جایگزین آموزش سنتی نماید، که این به نوع خود در جامعه سنتی-مذهبی افغانستان انقلاب بود. در دانشگاه های طبی کابل و دانشگاه پلتخنیک متخصصین خارجی بعنوان استاد استخدام شد و به لحاظ امکانات و تسهیلات آموزشی این دو دانشگاه در منطقه پیش تاز بود.
رشد ادبیات و فرهنگ نیز در این مدت بی سابقه بود، دانشکده ادبیات دانشگاه کابل همایش ادبی مشترک با دانشگاه تهران برگزار میکرد، دانشگاه ها تا جای به رشد خود ادامه داد که محل کنش و واکنش سیاسی پنداشته میشد. برای اولین بار در تاریخ افغانستان جنبش های زنانه شکل گرفت که مرکز اصلی آنها نیز دانشگاه بود. حتی به اندازهی که چندین گروه جهادی که دشمن دولت شد نیز از درون دانشگاه قدعلم کرد.
در نتیجه میتوان برعلاوه اشتباهات این حزب که هیج کسی نمیتواند از آن چشم پوشی نماید؛ اما اقدامات قابل توجهی در بخش های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی صورت گرفت که نباید نادیده گرفته شود.